وقتی به دنیا می آییم برای ما اذان می گویند
وقتی ازدنیا می رویم برای ما نماز می گذارند
به راستی زندگی چقدر کوتاه است
فاصله یک اذان تا یک نماز
وقتی میشی نیاز من که نباشی کنارمن
اشکای چشماموببین که می ریزه به پای تو
بازم که بیقرارمودلواپس نگاه تو
تموم هستی منی بمون همیشه پیش من
اگه شدم عاشق تونذارکه بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نزارکه بی خواب بمونم
دارم برات شعرمی خونم شایدبه یادم بمونی
فقط یه چیزازت می خوام همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جزاین چیزی نبود
واژه هارو ولش کنیم حرفمو ازچشام بخون
دیروز که دلم پیش دلت بودگرو
دامان مراسخت گرفتی که نرو
امروزکه دلت به دیگری شد مایل
کفش های مراجفت کردی که برو
هرکس که تورابگیرد ازمن
شب تب کندوسحر بمیرد
وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیردل چیزی ندارم که بدونم لایق تو
دلمو ازمال دنیا به توهدیه داده بودم
باتموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم
هربلایی سرم اومدهمه زجری که کشیدم
همه روبه جون خریدم ولی ازتونبریدم
هرجابودم باتوبودم هرجارفتم تورودیدم
توسبک شدن تو رویاهمه جابه تورسیدم
اگه احساسمو کشتی اگه ازیادمنو بردی
بدون اینوکه دل من شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا که تویادش مونده اسمت
|
+| نوشته شده توسط
مهدی عباسی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
|